<-BlogTitle     ->   سامانه آموزش    کتابخانه   اتوماسيون تغذيه     جشنواره ثقلين       اتوماسيون اداري      دانشگاه هنر اصفهان  در مورد گروه  صفحه نخست

 

اصطلاحات هنری

انتزاع – آفرینش                         Abstraction-Creation               

این تسمیه در مورد گروهی از نقاشان و مجسمه سازان انتزاعی به کار رفت که در فوریه ی 1931 بعد از نخستین نمایشگاه بی  المللی هنر انتزاعی 1930 درپاریس گرد هم جمع آمدند و یک گروه هنری را تشکیل دادند . این گروه جانشین دایره و مربع شد که در 1930 تآسیس گردیده بود . راه ورود به این گروه بر هنرمندان همه ی ملیت ها گشوده بود و قید و بند تشکیلاتی چندانی نداشت به گونه ای که در زمانی شمار اعضای آن به 400 نفر افزایش یافت . هدف این گروه یا انجمن چنانکه از نام آن بر می آید تشویق و تحکیم انتزاع به اصطلاح «آفرینشگرانه» بود یعنی آن  نوع آثار انتزاعی را تشویق می کرد که از عناصر غیر- نقشی و معمولاّ هندسی ساخته شده باشند و رد و نشانی از انتزاع بر گرفته نمود های طبیعی در آن ها دیده نشود . این انجمن با توصیف گقته شده دانمه ی وسیعی از هنر غیر- نقش نما را در بر می گرفت که از ساختکری گابو، پوسنر و لیسیتسکی ، نِئوپلاسیتیسم موندریان گرفته تا انتزاع بیانگرانه ی کاندینسکی و برخی از گونه های سوررئالیسم انتزاعی مشمول آن می شدند .    

 

انتزاع پسا نقاشانه                                Post-painterly Abstraction

این اصطلاح را نخستین بار کلمنت گرینبرگ، منتفد آمریکایی ، در 1946 به کار برد و قصدش اشاره به کار نسلی از نقاشان آمریکایی بود که ، با وجود تفاوت های معتنابه در سبک های شخصی شان، از اکسپرسیونیسم انتزاعی فاصله گرفتند بی آنکه به نقاشی  نقش نما یا فیگوراتیو روی آورند . موریس لویس ، کنت نولد ، فرانک استلا ، الزورث کلی و جولز اولیتسکی از جمله نمایندگان برجسته ی این گرایش بودند . وجه مشترک این نقاسان روی گردانی از ویژگی های « نقاشانه» همچون قلم مو کاری اکسپرسیو ، و به جای آن بهره گیری از حوزه ها یا سطوح وسیع و تقریبآ یکنواخت از رنگ های خالص بود .

 

انجمن تئوسوفی                                  Theosophical Society

تئوسوفی یک فلسفه ی دینی است با تعلقات عرفانی که پیشینه اش به یونان باستان باز میگردد . اصطلاح تئوسوفی از دو ریشه ی یونانی «تئوس» به معنی خدا و«سوفیا» به معنی خرد و حکمت ساخته شده و معمولآ به «حکمت الهی » ترجمه می شود . تئوسوفی در دوران جدید عمومآ از طریق انجمن تئوسوفی و آیین های تبلیغ شده ی هلنا بلاواتسکی یکی از دو بنیانگذار این انجمن ، مطرح و شناخته شده است . بلاواتسکی که زنی از اشراف روسیه بود بعد از سال ها سیر و سلوک عارفانه در کشور های اروپایی و خاورمیانه در 1873 به ایالات متحد مهاجرت کرد و به همراه هنری استیل آلکت یک وکیل دعاوی و روزنامه نگار آمریکایی در 1875 انجمن تئوسوفی را بنیاد نهاد . آن دو سپس به هند عزیمت کردند و نهایتآ قعالیت خود را در آدیار نزدیک مدرس استقرار بخشیدند . این محل همچنان به عنوان مرکز بین المللی انجمن تئوسفی فعال است . تئوسوغی هرچند از آراء فلاسفه ی متقدم و متأ خر از فیثاغورس و افلاطون و فلوطین گرفته تا جوردانو برونو و فریدریش شلینگ تآثیر پذیرفته ولی مهمترین منبع تغذیه ی آن ، آیین های هندی وداها و اوپانیشادها و همچنین عرفان اسلامی ، بودیسم و تائوئیسم بوده است . انجمن تئوسوفی تآکید می ورزد که در پی بنا کردن هیچ گونه نظام فکری جدید نیست ، بلکه می خواهد مفاهیم کلی خدا ، طبیعت و انسانیت را تابندگی بخشد ؛ مفاهیمی که همه ی انسان های بصیر در همه ی اعصار آنها را شناخته اند و در همه ی آموزه های ادیان بزرگی یاقته اند .

 

+   89/11/14ساعت 14:37  توسط Group Painters 88   | 

اصطلاحات هنری

 

اکسپرسیونیسم انتزاعی                                 Abstract Expressionism

این اصطلاح که حدود سال 1950 در تداول عمومی قرار گرفت ، توصیف کننده ی جنبشی در هنر انتزاعی تجسمی است که در دهه ی 1940 در نیویورک پا گرفت . اکسپرسیونیسم انتزاعی ابتدا درباره ی برخی از کارهای اولیه ی کاندینسکی به کار رفت ، ولی هنگامی تداوم عام یافت که به کارهای آرشیل گورکی و جکسن پولاک اطلاق گردید. اندکی بعد ، به آثار دیگر نقاشان  نیویورک تسری یافت که نه انتزاعی بودند ( مانند آفریده های دکونینگ و گاتلیب ) و نه اکسپرسیونیستی ( همچون کارهای روتکو و کلاین). نقاشانی که با این اصطلاح توصیف می شوند ، بیش از آنکه سبک مشترکی داشته باشند ، در نگرش و دیدگاه دارای وجه اشتراکند : همه میخواهند در برابر قیود سبک های سنتی طغیان گنند ، روش های تکنیکی دستوری را زیر پا نهند و معیار های هنر تکمیل شده بر طبق ضوابط دیرینه ی زیبا شناسی را لغو و بی معنا اعلام کنند؛ دارای روحیه ای پرخاشگرند و بیانگری آزاد و خود انگیخته را طلب می کنند . بارزترین نمونه ی این خود انگیختگی نقاشی کنشی جکسون پولاک است . این جنبش با تاشیسم پیوند دارد و تا حد زیادی نقاشان اروپایی دهه های 1950 و 1960 را تحت تآثیر قرار داده است. این نخیتین بار بود که یک جنبش آمریکایی می توانست در چنین موقعیتی قرار گیرد و موجب شود که نیویورک به عنوان مرکز جهانی هنر پیشتاز ، جانشین پاریس گردد.

 

المنتاریسم ( عنصر گرایی )                             Elementarism

این اصطلاح که  از ساخته های تئو وان دوزبورگ نقاش و معمار هلندی است بر صورت تعدیل یافته ای از نئو پلاتیسیسم دلالت دارد. المنتاریسن ضمن ادامه ی راه موندریان در تآکید بر زاویه ی فائمه ، از بهره گیری سفت و سخت وی از خطوط افقی و عمودی فاصله گرفت . دوزبورگ سعی کرد با استفاذه از خطوط مورب بر پویندگی کیفیت کار بیفزاید . موندریان از این بدعت چنان آزرده شد کخ گروه داستیل را ترک کرد. 

 

امپرسیونیسم                         Impressionism

جنبشی در هنر نقاشی که در دهه ی 1860 در فرانسه آغاز شد و به عنوان مهمترین تحول هنری قرن نوزدهم به شمار آمد. امپرسیونیست ها گروه متشکلی نبودند که اصول و هدف های تعریف شده ای را دنبال  کنند بلکه جمعی از نقاشان بودند که دیدگاه مشترکشان آنها را به هم پیوند می داد. مونه ، مانه ، کامی پیسارو، رنوار ، سیسیلی وسزان چهره های اصلی این جنبش بودند. این هنرمندان رویکردهای بسیار متفاوتی به امپرسیونیسم داشتند. مانه که به عنوان شخصیت ارشد این جنبش نگریسته می شد هیچ گاه در نمایشگاه گروهی امپرسیونیست ها شرکت نکرد. امپرسیونیست ها آموزه ها و میثاق های هنر آکادمیک را به چالش گرفتند و در برابر اصل بنیادین رمانتیسم ، که هنر باید انتقال دهنده و بازتابنده ی هیجان های احساسی و عاطفی هنرمند باشند شوریدند. آنها به نسبت عینی زندگی واقعی و طبیعت علاقه مند بودند و می کوشیدند دریافت یا امپرسیون بصری آنی از یک صحنه را در تابلو ثبت کنند. منظره مهمترین نفش مایه ی امپرسیونیست ها به شمار می آید ولی آنها سوژه های زیاد دیگری را نیز بر تابلو آوردند. دگا از مسابقات ا سب دوانی و صحنه های رقص باله تابلوهایی کشید ، و رنوار به خاطر نقاشی ها یش از زنان زیبا و کودکان شهرت یافت.هنر عکاسی و پژوهش های علمی در باره ی رنگ و نور امپرسیونیست ها را بر آن داشتند که زندگی و طبیعت را با نگاهی تازی و بی واسطه ی دانسته های قبلی بنگرند. آنها برای آنکه تآثیرات نور بر سطوح مختلف ، به ویژه در هوای آزاد ، را بربایند و بر تابلوی خود ثبت کنند ، نقاشی را متحول ساختند و از رنگ های روشن و حرکت های سر دستی قلم بهره گرفتند . امپرسیون تآثیرات سترگی بر جنبش های هنری بعد از خود داشت . برای مثال نئو امپرسیونیست ها کوشیدندکه اصول بصری امپرسیونیسن را بر مبنایی علمی قرار دهند ، و پست امپرسیونیست ها آغازگر حرکت هایی بودند که هدف اصلی شان آزاد ساختن رنگ و خط از کارکرد بازنمودی صرف بود. آنها می خواستند به ارزش های عاطفی و نمادینی باز گردند که امپرسیونیست ها به خاطر تمرکز بر تآثیرات آنی و صحنه های گذرا زیر پا نهاده بودند.

 

+   89/09/27ساعت 10:18  توسط Group Painters 88   | 

اصطلاحات هنری

(به ترتیب حروف الفبا ) 

 

 Art dَeco    آر دکو (تزئینی)            

آر دکو , سبکی که در دهه ی 1920و1930 رواج یافت , یشتر در طراحی ساختمان ها ,مبلمان ,جواهرات و تزئینات داخلی به کار گرفته شد. فرم های ساده و جمع و جور و الگوهای هندسی و استفاده از مواد و مصالح صنعتی همچون فلز و شیشه و پلاستیک از جمله ویژگی های عمومی آردکوست.اصطلاح آر دکو خلاصه شده ی عنوان نمایشگاهی است  که در 1925 ( با نام نما یشگاه بین المللی هنر های مدرن صنعتی و تزئینی ) بر پا گردید و این سبک برای نخستین بار به طور مشخص به نمایش گذاشته شد. آردکو به سرعت در ایالات متحد گسترش یافت و به ویژه در معماری آسمان خراش های شهر نیویورک در اواخر دهه ی 1920و اوایل 1930 ( ساختمان هایی مانند کرایسلر , دیلی نیوز و امپایر استیت )به اوج خود رسید .آردکو حاصل تلاشی آگاهانه بود برای ساده کردن شکلهای انحنا دار و صور نیاتی پرپیچ و تاب سبک آرنوو (هنر جدید)که در معماری وطراحی اوایل قرن بیستم رواج داشت .آردکو گرایش آرنوو را به انتزاع وتکرار فرم ها حفظ کرد,ولی از نقش مایه های قدیمی تری که درآن راه یافته بود ,فاصله گرفت . آردکو همچنین حاصل یک تعامل هنری زایا بود که بعد از جنگ جهانی اول بین پاریس و نیویورک صورت گرفت .شمار زیادی از هنرمندان ,نویسندگان و موسیقی دانان آمریکایی بعد از جمگ به پاریس رفتند و رویکرد نوینی را به خلاقیت هنری با خود به ارمغان بردند. هنرمندان فرانسوی هم که هنر خود را بر سنتی ریشه دار استوار کرده بودند تأثیراتی از روح بداهه آفرینی آمریکایی بر گرفتند .

 

Op[optical]Art        اپ آرت (هنر دیدمانی)

اپ آرت یک سبک نقاشی انتزاعی بود که از خطاهای بصری و دیگر جلوه های دیده مانی بهره می گرفت. این سبک که در دهه ی 1960 در ایالات متحد پدیدار شد , عمومأ از رنک های در خسان و انتزاعات هندسی در هم فشرده استفاده می کرد و برمد , طرح های تبلیغاتی , و دیگر جنبه های فرهنگ همگهنی دوره ی خود تأ ثیر زیادی داشت . مهمترین منبع الهام بخش اپ آرت کارهای یوزف آلبرس در این مجموعه,که در مدت زمانی بیش از 25 سال پدید آمد ] مربع هایی را نفاشی کرد نه به گونه ای در داخل یکدیگر قرار گرفته بودند که بتوانند واریاسیون های رنگ و اندازه و مکان را به نمایش در آورند. وازارلی , اگام و رایلی ار نمایندگان برجسته اپ آرت به شمار می آیند. تکنیک های اپ آرت بعد از یک دوره ی غیبت طولانی ,دوباره به وسیله ی جمع کوچکی از نقاشان انتزاعی در دهه ی 1980احیا گردید.

 

Spazialismo(spacialism)    اسپاسیالیسم (فضا گرایی)            

اسپاسیالیسم جنبشی بود که در 1947به وسیله ی لوچوفونتانا در میلان بنیاد گرفت.ایده های اصلی این جنبش پیشاپیش دربیانیه ی سفید فونتانا که در 1946در بوئنوس آیرس انتسار یافته بود مطرح شده بود. وی در این بیانیه از یک هنر نوین فضایی سخن گفته بود که با روح عصر پس از جنگ همخوانی داشت.این هنر در نگاه سلبی (یا منفی) خود , فضای توهمی یا «واقعیت مجازی» نقاشی سنتی را نفی می کرد , ودر نگاه ایجابی (یا مثبت) خود , اتحاد علم وهنر را برای فراافکندن رنگ و فرم به یک فضای حقیقی , با استفاده از فناوری روز آمد مانند لامپ نئون و تلویزیون , پی می گرفت.این هنر نوین میخواست «از سطح تابلوی نقاشی و حجم مجسمه تعالی جوید و با استفاده از علم و فناوری بر ابعاد و محیط تازه ای دست یابد.» مونتانا در 1947 یک «محیط سیاه فضایی» را دید آورد که بنا به نظر هنر شناسان , «هنر محیطی» را بشارت می داد. چند تابلوی سوراخ شده و چاک خورده ی فونتانا از مصادیق اسپاسیالیسم به شمار می آیند. نخستین نمایشگاه اسپاسیالیسم در 1949 به کوشش فونتانا بر گزار شد و همزمان با آن , بیانیه ی محیط فضایی به وسیله ی وی منتشر گردید.

 

Expressionism         اکسپرسیونیسم

 اکسپرسیونیسم ، اصطلاحی که عمدتاً در هنر های تجسمی به کار می رود، عبارت از بهره گیری از کژنمایی و مبالغه برای ابراز و متجلی ساختن عواطف درونی هنرمند است. این اصطلاح، در دلالت عام و گسترده اش ، می تواند به هر نوع آفرینش هنری اطلاق گردد که بیشتر بر نمایاندن احساس درونی و ذهنی تأکید ورزد تا مشاهده ی عینی و بیرونی . تابلوهای برخی از هنرمندان قرن شانزدهم همچون گرونوالت وال گرکو، که عواطف شدید دینی را از طریق فرم های کژنما و غیربازنما انتقال می دهند، نمونه های برجسته ی اکسپرسیونیسم به مفهوم گفته شده اند.واژه اکسپرسیونیسم به مفهوم خاص آن به جریان وسیعی در هنر مدرن اروپا اطلاق می گردد که پیشینه ی آن به ونسان ون گوگ باز می گردد، نفاشی که به گونه ای احساساتی و عاطفی از رنگ و خط بهره می گرفت تا « انفعالات دهشتناک آدمی را به نمایش در آورد.» از جمله هنرمندان بزرگی که نماینده ی این گونه از اکسپرسیونیسم هستند، جیمز انسور(نقاش بلژیکی) و ادوارد مونک (نقاش نروژی) در خور ذکرند. اکسپرسیونیسم بین سال های 1905و 1930، جنبش مسلط هنری در آلمان بود و رهبری آن را هنرمندان همبسته با گروه پل و سوار آبی بر عهده داشتند.   

 

+   89/07/17ساعت 13:53  توسط Group Painters 88   | 

 
painters 88